تبليغاتX
غروب صبح
غروب صبح
تابع مكان و زمان نيستم
زوال

نه،نمی خواهم بنویسم تا کسی بواسطه ی خواندن سعی کند این نجوای دلخراش این روح رو به زوال همیشگی را اندکی با جان خود پیوند بزند.

این را خوب می دانم که فهم آن از عهده ی همه ی ماسوا خارج است.

تنها باید با آن متولد شد،زندگی کرد،بزرگ شد،تنها شد، بخاطرش تحقیر شد،به انزوا رفت و سر انجام نابود شد تا شاید بتوان فقط به وجودش اطمینان پیدا کرد،اما هرگز،نه هرگز به حکم بشر بودن نمی توان آن راشناخت.

هنوز هم سخت است تا بشنوم کرنای این نبض موهوم را که سابق بر این تنها در رویاهایم تصویری مخدوش بود اما اکنون انعکاس لحظاتش،بیدادگر افکار است.

اکنون که مجبور به نوشتن شده ام نمی دانم چه چیز راباید بنویسم و از کجا باید شروع کنم.اصلاً چرا باید بنویسم.هنوز نمی دانم.

اما این دست من نیست که می نویسد،اینها طغیان تفکرات منجمد و احساسات خاکستر شده و بر باد رفته ی یک انسان است که توأمان در قالب قطرات اشک قلم،که چه معصومانه بر صفحات سفید کاغذ سرازیر می شود،جلوه می کند.

 

ت:قسمتی از نامه فرید به لیلا در نمایشنامه زوال نوشته ی خانم  سیما ترکاشوند(البته این نامه رو من نوشتم اما کلاً نمایشنامه کار خانم ترکاشونده).

 

|+| نوشته شده در  ساعت   توسط چارلی   | 

اساطیر

در تاریخ ادبیات ملل مختلف جهان،اسطوره هایی با خصوصیات و ویژگی هایی ایده آل و تا حدی فوق بشری دیده می شود که در واقع این اسطوره ها بیانگر آرمانها و ایده آل هایی اصیل در عقیده و فرهنگ آن ملتهاست.

در حقیقت وجدان مشترک و فرهنگ هر ملتی آرمانهای خود را به صورت نقاط ضعف آن اسطوره ترسیم می کند و از آن جمله در تاریخ کشور آلمان اسطوره ای بنام"زدفرید" وجود دارد که گفته شده این شخص از ناحیه بین دو کتف آسیب پذیربوده است. وتنها هنگامی شخص از ناحیه بین دو کتف آسیب پذیربوده که یکی از نزدیکان و اطرافیانش از پشت به وی خنجر بزند.

پس در تاریخ کشور آلمان خیانت عامل شکست محسوب می شودو نیز در تاریخ ادبیات یونان اسطوره ای بنام آشیل زبانزد است که مانند اسطوره های دیگر تجسم برخی آرمانها و واقعیتهای آن زمان ملت یونان بوده است.

واقعیتهایی که گفته شد نقطه ضعف اسطوره را نشان می دادند و نقطه ضعف و آسیب پذیری آشیل ،مچ پای وی بود.(به همین دلیل زرد پی پشت پا را آشیل گذاشتند)و از آنجا که پا نماد حرکت بوده پس یونانیان بر این اعتقاد بودندکه هرگاه بانگ حرکت و حمله سر دهند شکست می خورند.

اما در ادبیات ایران....

در ادبیات ایران یکی از اسطوره های نام آور اسفندیار است که چشمانش نقطه آسیب پذیرش بودند و از آنجا که چشم نماد دیدن و آگاهی است،پس می توان گفت در ایران اعتقاد بر این است که هرکس بیشتر بداند و آگاهتر و روشن بین تر باشد،آسیب بیشتری می بیند.

 

پ.ن:نمی دونم چی شد که یهویی امشب اینو نوشتم.اما بدونید که خبر توقیف شهروند امروز بی تاثیر نبود

 

|+| نوشته شده در  ساعت   توسط چارلی   | 

مومن کم خرج است!

بخش خبری ۲۱ دیشب!!!

همیشه به این احادیث تیتراژ خبر خوب توجه کنید.اگر خوب بهشون فکر کنید متوجه می شوید که چقدر متناسب با شرایط زمانی انتخاب می شوند.

حدیث دیشب:{مومن كم خرج است}.

جا داره همه با هم چند لحظه بایستیم و به افتخار شرایط اقتصادی کنونی این مملکت کف بزنیم چرا که مسئولینی که در نوک هرم اقتصادی هستند با نگرش مومن کردن این ملت دارند طرح و برنامه ریزی می کنند. خب ديگه دوره گراني و مشكلات اقتصادي است و حديث اين دوره هم مي شود اينكه مومن كم خرج است.

پس ای مومنان هوشیار و آگاه باشید که یاوه گویان گولتان نزنند.اینکه ما پول کم خرج می کنیم اصلاْ به این خاطر نیست که تورم بالاست و ماهم زیر خط هستیم و جامعه فقیر شده و از این قبیل اراجیف.این فقط به دلیل درجه ی فوق بالای ایمان ماست و به این دلیل است که ما همیشه با شعار مومن کم خرج است به خرید می رویم.

 

|+| نوشته شده در  ساعت   توسط چارلی   | 

 
business articles