لطفاْ چند لحظه یک مجلس ترحیم را که در یک خانه ی حیاط دار برگزارمی شود را در ذهنتان مجسم کنید!!!!!
اگر خوب تصور و تجسم کنید می بینید که بچه های کوچک فامیل توی حیاط خانه مشغول بازی هستند و هلهله ای به پا می کنند.لحظه را غنیمت شمرده و با تمام وجود به سوزاندن انرژی خود می پردازند در حالیکه خوشحال و مسرورند.
آنهامقصر نیستند.به بلوغ فکری لازم برای شناخت سوگ نرسیده اند.قدرت درک مصیبت وارده راندارند.اوج فکرشان این است که فرصت را باید غنیمت شمرد و تا می توان بازی کرد اما از این غافلند که برای بدست آوردن این فرصت چه چیزی را از دست داده اند و به چه قیمت آن لحظه را بدست آورده اند.
نمی دانم چرا هر وقت در هفته پژوهش پا به سوله ورزشی دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین (مکانی که غرفه های انجمنهای علمی در آنجا دایر بود)می گذاشتم و عده ای از دوستان را می دیدم این تصویر، توی ذهنم منعکس می شد.
پ.ن:دیروز پورعباس به دانشگاه ما اومد و با طرز برخوردش به ما فهماند که بگید تا از این گوش بگیرم و از آن گوش بکنم بیرون.
پ.ن:هم دانشگاهیان عزیز به این معترض بودند که چارلی توی وبلاگش از دانشگاه چیزی نمی نویسه. بفرمایید،من نوشتم.حالا شما هم باید حتماً نظرتون رو بدید.